تبليغاتX
رودخانه خاطرات

رودخانه خاطرات

خدا کند که رضایم فقط رضای تو باشد ...هوای نفس نباشد فقط هوای تو باشد

وقتی با خدا گل یا پوچ بازی میکنی، نترس! تو برنده ای، چون خدا همیشه دو دستش پره!

خدایا !

حکمت قدم هایی را که برایم بر می داری بر من آشکار کن...

تا درهایی را که به سویم می گشایی ندانسته نبندم و درهایی را که به رویم می بندی به اصرار

نگشایم...

+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 فروردین1390ساعت 11:39  توسط هانی  | 

بی تو کس نشنود از این دل بشکسته صدایی...

خداوندا !

انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است

چه زجری میکشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است...

+ نوشته شده در  یکشنبه 17 بهمن1389ساعت 11:2  توسط هانی  | 

گاهی گمان نمیکنی ولی میشود

گاهی نمیشود ُنمیشود که نمیشود

گاهی هزار دوره دعا بی اجابت است

گاهی نگفته قرعه به نام تو میشود

گاهی گدای گدای گدایی و راه نیست

...گاهی تمام دنیا گدای تو میشود

+ نوشته شده در  جمعه 28 آبان1389ساعت 2:13  توسط هانی  | 

آقای غریبم تولدت مبارک...دوست دارم...

بانام رضا به سينه ها گل بزنيد با اشك به بارگاه او پل بزنيد

فرمود كه هر زمان گرفتار شديد  بردامن ما دست توسل بزنيد


التماس دعا

+ نوشته شده در  دوشنبه 26 مهر1389ساعت 18:57  توسط هانی  | 

 

میدانم امروز بارها و بارها تولدت را تبریک گفته اند...

شاید واژه های تبریک آنها زیباتر بوده اند...

اما با عشقی  که من به همراه تبریکم روانه قلب مهربانت میکنم قابل قیاس نیست...

روز میلاد تو روز شکفتن غنچه های مهربانیست...تو بخوان از این نقاط حرف دلم را...

تولدت مبارک

+ نوشته شده در  سه شنبه 20 مهر1389ساعت 8:0  توسط هانی  | 

مولا شمار درد دلم بی نهایت است ، تعداد درد من به خدا از رقم گذشت . . .

 

 

 

دوباره جمعه گذشت و قنوت گریان ماند       دوباره گیسوی نجوای ما پریشان ماند

    دوباره زمزمه ی کاسه های خالی ما         پس از نیامدنت گوشه ی خیابان ماند...


+ نوشته شده در  جمعه 9 مهر1389ساعت 16:52  توسط هانی  | 

خدای بنده ها

خداوند بی نهایت است...

اما !

به قدر نیاز تو فرود میآید

به قدر آرزو های تو گسترده میشود

وبه قدر ایمان تو کارگشا میشود...

+ نوشته شده در  دوشنبه 5 مهر1389ساعت 15:25  توسط هانی  | 

دوستت دارم یا امام رضا (ع)

یا علی ابن موسی الرضاادرکنی

  

+ نوشته شده در  دوشنبه 5 مهر1389ساعت 1:52  توسط هانی  | 

بازم مــــــــــــــن . . .ســـــــلام

سلام دوستان

امیدوارم حالتون خوب باشه واقعا شرمنده که دیگه اپ نمی کنم ولی شاید یه روزی این کارو کردم

 امتحاناتم تازه تموم شدن منتظر نتایجم آخه خیلی زحمت کشیدم  که قبول بشم"به دوستانی هم که

 نظراتشونو برام خصوصی میزارن بگم که ازشون ممنونم بابت احوال پرسی" اگه یه وبلاگ داشته

 باشن می تونم راحت براشون پیام بزارم

             

بای

+ نوشته شده در  پنجشنبه 10 بهمن1387ساعت 21:27  توسط هانی  | 

سرنوشت خاطره ها

بدرود

 

وقتي دلتون براي کسي تنگ مي شه چيکار ميکنيد؟

 
اولين و بهترين کار اينه که گوشي تلفنُ برداري و ...زينگگگ


بهش زنگ بزني و باهاش حرف بزني....اينطوري شايد آروم بشي
!!!


ولي اگه نمي شد باهاش حرف بزني چي؟؟؟
!!!!


دومين کاري که ميشه انجام داد اينه که بري سراغش،چند دقيقه اي باهم باشين،حرف بزنين و يه دلِ سير

ببينيش...


ولي اگه نشد بري ببينيش !!! اگه کيلومترها با هم فاصله داشتين چي؟؟؟؟؟


اون وقت فقط يه راه مي مونه
....


دلتو ببري پيشش...


فکر کني کنارشي و داري باهاش حرف ميزني....

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 29 آبان1387ساعت 23:7  توسط هانی  |